
با همون تسبیح سبز رنگی که بش داده بودم ،تو اتوبوس واسه بروبچ استخاره میگرفت:شهادت.مفقودالاثر.اسارت.جانبازی.... حالا برام اصلا عجیب نیست که وقتی هربار برا من استخاره اش رو میگرف،"اسیری" میومد... تا چند وقت پیش فکر میکردم اساسا تعلق خاصی دیگه برام نمونده! اما... آه... میگفت خدا تو امتحانایی که از آدم میگیره،رد شدنی نداره! ینی اون قدی تو یه امتحان نگهت میداره تا بالاخره یه بار قبول بشی! یه بار قبول شو! آی خدایی که به هرچه دل بستم دلم رو شکستی و قص علی هذا! بیا و این ضربه آخرت رو بزن به ای...
ادامه مطلب