بسم الله..

ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو
برتر از عطر جنان باشد به جانها بوی تو
مسجد الاحرام عشقی کعب را خود قبله ای
چون شرف دارد به کعبه خاک قبر و کوی تو
یادگار بی مثال مادری غم دیده ای
ثانی زهرا شدی و دیده ها شد سوی تو
فاطمه هستی و هم معصومه و مظلومه ای
فاطمه هستی ولی نیلی نباشد روی تو
...
گر نمایی یک نظر بر خاک زیر پای خود
جان فدا کردن خوشا بر تربت دلجوی تو
با رضای خود بگو بر حال ما گردد رضا
تا شود راضی زما آن ساقی مه روی تو
زائرت چون زائر زهرا بود در رسم عشق
ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو

.

پ.ن:
یادش بخیر زیارت های دوران دانشجویی ام.. با رفقا این روزا...
حرم... حرم... حرم....
بارها به سرم زده بشم مث اون روزای دوران دانشجویی..که همیشه در حال رفت و اومد بودم،همیشه تو اتوبوس،جاده...
حاضر بشم و چادرمو سرم کنم،برم جلو تعاونی 13 سوار اتوبوس تهران بشم،وقتی رسید میدون هفتادو دو تن پیاده بشم،یه ماشین بگیرم تا.. «حرم».
برم یه دل سییییییر زیارت،خلوت،حرفای خودمونی و در گوشی...
وقتی حسابی حال دلم خوب شد،برم جمکران مولا...
اون جا هم پر بشم از حال خوب و انرژی و پر از امید و انتظار...
و بعد قصد برگشت به همین طریق رفتن...
.
.
ولی نمیشه..نمیتونم...
و فقط خیاله... خیال... خیال.... .
.
.
یه جوری شده که...
دلتنگی برای من از نان شب هم انگار واجب تره...
پ.ن :
خوشا بحال خیالی که در حرم مانده...
و هرچه خاطره دارد از آن حرم دارد....
صلی الله علیک یا اباعبدالله...
حسین (علیه السلام) آرام جانم...ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 473