سندرم دل بیقرار (2) ........

خرید بک لینک
شب از نیمه گذشته...

بنایی بر نوشتن نداشتم؛

و نمیدونم چه مرا به نوشتن واداشت...

روزها و شبهایی رو میگذرونم

که

روزها و شبهاش برام درهم شده...

و حسی غریب تر از همیشه

که قرین لحظه هام...

ای حس غریب!

کاش میدونستم که چه هستی....

هوای این روزها ابری و طوفانیه...

و شاید هوای اتاق ابری و طوفانی تر....

شب ها را چه بیقرارم میکند که خواب به چشم ندارم نمیدانم...

این اشک ها برای چه سر میخورند از صورتم نمیدانم...

فقط میدانم که این بیداری ها،این بیقراری ها،این اشک ها پنجره اند....

مثل پنجره اتاق.

پنجره ی اتاق رو تا خود صبح باز میذارم...

از باد پنکه متنفرم....چون باد مصنوعی و کسل آور و رخوت انگیزه...

پنجره اتاق رو تا خود صبح باز میذارم...

نسیم خنکی که با بوی یاس های باغچه درهم شده از چه بیقرارم میکند نمیدانم....

آسمون خدا با این ماه و ستاره هاش هم دست کمی از این نسیم و عطر یاس ها نداره....

این آسمون از چه بیقرارم میکند نمیدانم....

کاش این هوای طوفانی زودتر تمام شود...

دلم برای بساط رختخوابی که در ایوان خانه پهن میشود تنگ است...

دلم برای جرعه جرعه تنفس عطر دل انگیز یاس های باغچه تنگ است...

دلم برای چشم در چشم آسمون دوختن تنگ است...

تا کی دلم به پنجره خوش باشد..

نمیدانم...

کاش این هوای طوفانی زودتر تمام شود...

تا کی این بیداری ها و بیقراری ها و این نم نم های اشک....

تا کی دلم به این پنجره خوش باشد...

حسی غریب دارم....

دلم برای "تو " تنگ است....

دلم..............

..........................

حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:36

صفحه بندی