حسین (علیه السلام) آرام جانم

متن مرتبط با «آینه کاری» در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم نوشته شده است

آینه...

  • نیلوبلاگ

    از صب که بیدار شده بود کلی بدو بدو کرده بود و آتیش سوزونده بود. تا بعداز ظهری که روی شن های کف حیاط با دمپایی اش مثل جت میپرید اینور اونور. وقتی دیدم نمیشه جلودارش بود و تا خودشو نندازه تو باغچه و کار دستمون نده ول کن نیس،دمپایی هاشو درآوردم. بعد کلی گریه،بازم شروع کرد روی شن ها بدون دمپایی راه رفتن. نزدیک اذان بود که بلندش کردم آوردمش تو اتاق. لباسشو عوض کردم و دست پاهاشو شستم!جیغ و گریه و غرغر که بریم در لاله عباسی ببینیم. بردمش لب پنجره !دستای منو کنار میزنه و از میله های پنجره میره بالا! ب...

    ادامه مطلب