گفتم این آغاز،پایان ندارد...

خرید بک لینک
اینروزها مدام دچار قبض و بسط روحی میشم،درست مثل بهار..

از زاده ی بهاران،توقعی جز این نیست،که حال و هواش درست منطبق بر طبیعت باشد....ساعتی آفتابی و گرم،ساعتی به ابر بی بارون،ساعتی به رعد و برق و بارون دیوونه و رگباری،ساعتی به طوفان و باد و ساعتی آنقدر آرام،چون این ساعت که نسیم سحرگاهی بهاران،عطر دل انگیز یاس رو از پنجره به مشام میرسونه....

زاده ی بهار،دلش هم باید بهاری باشد،همانقدر با طراوت و سبزینه صفت،و عطر افشان...

ولی دل آینه که از این خبرها نیست...

ترس برم داشته....فروردین در گذر است...

و اردیبهشت در راه همین کوچه پس کوچه های زمین و زمان،....

اردیبهشت،برای خودش یک فصل هست،فصلی ناب و بی بدیل!

اردیبهشت،همان که فصل عاشقی میخوانندش..

بهار،در فروردین تمرین عاشقی میکند برای رسیدن به اردیبهشتش...

دل آینه ،کجا سیر میکند این روزها؟؟....

فصل عاشقی در راه هست،و دل درست در نقطه ی کانونی برای رسیدن به این روزها،باید باشد،ولی دل آینه کجاست؟؟....

از سبزی و طراوت و رویش فروردین غافل نباید شد آینه!

چقدر دلتنگ و مشتاقش بودی!یادت که نرفته؟

این بهار و دلبری هایش...

این تو و دل مشتاق تو و بیقراری هایت...

دل بده،به بهار و دلبریهاش،بیقراری جزء جدایی ناپذیر همین بهاره....

پس طالب بیقرار شو،تا که قرار آیدت....

اردیبهشت،که از راه برسه،تو هم به قرار میرسی...

رویش و طراوت فروردین رو دریاب...

دلت برای مناجات هایش پر نمیزند؟؟

.....إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ إِلَهِي ......

دل بده به فروردین و پر بگیر برای اردیبهشت....

دلت رو با خودت آوردی آینه؟؟


. چن روزی بود در پی نوشتن بودم،ولی واقعا دست و دلم به نوشتن نمیرفت،حتی امشب هم ... نمیدونم...این هوای بهار هم حسابی کار دستم داده...

چقدر شرمنده ی حضرت ارباب شدم این چن روز،که عیدانه ای ننوشتم،

ولی واقعا کی شعر تر انگیزد،خاطر که....

فرصت شعبان هم همچون رجب کم هست،و واقعا باید غنیمت بدونم،تا اینجا که خسران محض،کاش از این جا ببعد دستامو بگیرند...

(آینه هم متولد فروردین ماه هست وهم شعبان...کاش قدر این زمانها را میدانست...کاش...)


امشب نمیدونم چیشد،پی غزلی از جناب حافظ بودم در نت،شد و شد وشد رسیدم به این شعر و آهنگ،همش هم هی افتاده سر زبونم ول کن هم نیست اصلا... :))

گفتم این آغاز پایان ندارد....

دلم خواست پایان این پست بگذارمش...

مرورگر شما از Player ساپورت نمی کند
دانلود آهنگ">http://


دانلود آهنگ

حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: شنبه 11 خرداد 1398 ساعت: 6:10

صفحه بندی