بوی درد و بوی عشق و بوی یار ...
دیشب،دومین شب قدر بود.
شب جمعه،شب زیارتی حضرت ارباب سید الشهدا اباعبدالله...
این روزا عجیب دلم هوایی اون پستی بود که ماه رمضون دو سال پیش اینجا نوشتم...
دلم براش تنگ شده...
رفتم تو صندوقچه بیرونش آوردم... دستی به سر و روش کشیدم و گذاشتمش جلو چشمام:
سحرای حرم تو ...
" 5 سال پیش بود که رفیق آبجیم(همسر شهید حسن انتظاری) به همراه یه جمعی که
کاروانشون رو به نام این شهید بزرگوار راه انداخته بودند،راهی کربلا شدن.
بعد برگشتن از زیارت،برا آبجیم از خاطره ای که روحانی کاروانشون براشون تعریف کرده بود،گفتن.
خاطره ای که وقتی شنیدم،.... آه خدا...
"جناب ایشان (روحانی کاروان)،در سفرهای زیارتی عتبات،علاوه بر روحانی کاروان،
بعضا آشپز سفر هم بوده اند.
تو یکی از سفرها،که آشپز هم بودند،به دلشون میفته این روایت که
"آتش دوزخ به زائرای حرم اباعبدالله حرام هست" رو برا خودش ثابت کنه.
که تصمیم میگیرن یه راسته گوشت آشپزی رو دو تیکه کنن،
یه تیکه رو نگه میدارن و یه تیکه رو با خودشون میبرن حرم و دورتا دور ضریح اباعبدالله تبرکش میدن.
ساعتها اون تیکه گوشت تبرک داده شده رو روی شعله آتیش نگه میدارن اما اونطور که باید پخته بشه،نمیشه...
ینی،آتیش به خورد گوشت نمیرفته....
رفیق آبجیم میگفت،روحانی کاروان،ضجه کنان به زائرا میگفته بدونین و بفهمین کجا اومدین....
*.کربلا که بودم،یاد این خاطره که افتادم،تو هر زیارتم نزد ضریح حضرت ارباب،با دستام سفت و محکم ضریحشو
میگرفتم،سرمو میذاشتم به ضریح،ملتمسانه دست به دامنش میشدم که نذاره آتیش به خورد وجودم بره..
ازش خواستم،دستم،زبونم،چشمم،گوشم،فکرم،دلم رو از آتیش حفظ کنه..
از آتیشای این دنیا و اون دنیا... از آتیشای نفس اماره و ابلیس این دنیا و آتیشای عذاب اون دنیا...
*.ساعت 2ونیم-3 نیمه شب بود...تو هتل بودیم،تلوزیون عراق داشت دعای ابوحمزه ثمالی پخش میکرد..
"الهی لا تؤدبنی بعقوبتک....."
یاد سحرای ماه رمضون افتادم،یاد ابوحمزه خوندنا،یاد دعاهای سحر....
ساعت 2ونیم-3 نیمه شب،تو کربلا،دلم هوایی سحرای ماه رمضون شد...
خیالش یه لحظه هم رهام نمیکرد...دلم هوایی شده بود...دلم میخواست یه ماه رمضون تو کربلا میبودم..
سحرا مینشستم روبرو ضریحش،به ابوحمزه خوندن،به دعای سحر خوندن...به التماس کردن ...
به پناه بردن از آتیش..به فرار به دامن حضرت ارباب...
ارباب خوبم...
ینی میشه یه ماه رمضون بیام کربلات،سحرا بشینم روبرو ضریح شش گوشه ات،
دم بگیرم به خوندن دعای سحر:
اللهم طهر قلبی من النفاق و عملی من الریاء و لسانی من الکذب و عینی من الخیانة فانک تعلم خائنة
الاعین و ما تخفی الصدور...
و حرم ات پناهگاهم باشه از آتیش...
یا رب هذا مقام العائذ بک من النار..
هذا مقام المستجیر بک من النار
هذا مقام المستغیث بک من النار
منی که فراری ام از آتیش....
هذا مقام الهارب الیک من النار....
منی که میدونم چه کردم...
منی که میدونم چقد بد کردم با خودم..با تو ...با خدا...
منی که تو این دنیا غریب غریبم...
منی که دارم غرق میشم...
منی که جز تو هیشکیو ندارم...
هذا مقام الغریب الغریق... هذا مقام من لا یجد لذنبه غافرا غیرک...
و هی پیش خدا ناله کنم که منو نسوزونه...منی که زائر تو شدم...
منی که....
یا الله یاکریم..
لاتحرق وجهی بالنار بعد سجودی لک ...
منی که سجده هام رو خاک کربلای حسین توئه!
منی که...
خدایا!
یا قدیم الاحسان!
لاتحرق...
بحق الحسین....
*.ارباب...
راستی که سحرای حرم تو
هیچ جای عالم نداره......
سحرای حرم تو....
حرم تو،که آتیش به زائراش حرومه...
آقا! آرزومه....آرزومه....
*.اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارة الحسین..
و فی الاخرة شفاعة الحسین... "
مزه ی اولین زیارت تو...
مزه ی سحرای حرم تو...
مزه ی بین الحرمین...
آه خدا...
( نشسته کنج خیابان کربلا دل من
چه خاطرات قشنگی از آن محل دارد.... )
.دلم تنگه ارباب...
تنگ....
من بدون شما هیچم ارباب.هیچ...
.مقصد سلام ما به ساحت حسین
سجده میکنیم فقط به تربت حسین
روز محشر ماییم و شفاعت حسین
خدا میبخشه ما رو به حرمت حسین ....
.
دلی که نشکنه از روضه ی تو اون دل نیست
دین و ایمان کسی بدون تو کامل نیست
همه جا گفتم اگه بازم میگم آقا جون
هرکه از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست...
.
به هوای حرم ...
دل من دوباره پر زده برای حرم ...
شنیدم چه حالی داره سحرای حرم... سحرای حرم...سحرای حرم...
به هوای حرم...به هوای حرم....
بر مشام جان رسد از هر کنار
بوی درد و بوی عشق و بوی یار ...
به هوای تو..
به فدای تو ...
به فدای حسین...
حسین.حسین.حسین....
حسین (علیه السلام) آرام جانم...ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 187