امروز از شهید ابراهیم هادی یه گزارش دیدم... شهیدی که هادی خیلی هاس تو زندگی..
خیلی هایی که تو این دنیا مسیر و راهشونو گم میکنن....
و اگه دل بدن به این شهدا...
آه خدا..
چرا من، هنوز که هنوزه نتونستم کتاب سلام بر ابراهیم رو تموم کنم
چرا من هنوز نتونستم کتاب شهید محمدهادی ذوالفقاری رو بگیرم بخونم.
پی دی اف کتاب پسرک فلافل فروش رو گرفته بودم که تو لپ تاپ آقاسید بود و لپ تاپشون
احتمالا سوخته............
شهید ابراهیم هادی و شهید محمد هادی ذوالفقاری برا من دو ستاره ی پر نور
و درخشانن که میشه راه رو با این شهدا پیدا کرد و به کمکشون راه رفتنی زندگی رو رفت...
این از امروز...
برنامه همیشه خونه هم خونواده شهید حسین امیدواری شهید مدافع حرم
خانوم زینب سلام الله علیها رو دعوت کرده بودن..
بعدشم که ابجی خبر نحوه شهادت شهید مدافع حرم شهید حججی رو داد...
آه خدایا...
نمیخوام رنگ دنیا رو بگیرم..
نمیخوام همرنگ زمونه بشم..
یا صاحب الزمان
دستمونو بگیر...
ما تو این دنیا غریبیم...
راه رو گم میکنیم....
مگر اونکه دستش تو دست شما باشه..
مگر اونکه دلش رو گذاشته باشه تو دست ارباب...
خدایا
کمکم کن از شهدا بخونمواز شهدا بنویسم و راه زندگیمو با شهدا طی کنم..
خدایا بحق شهید غریب،سفیر عشق حسین،جناب مسلم بن عقیل....
یا هادی المضلین....
صدای سید مرتضی آوینی توی گوشم مدام تکرار میشه
: « زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است...
.
.
و مگر نه آنکه گردن ها را باریک آفریدند تا در مقتل کربلای عشق آسانتر بریده شود...
و مگر نه آنکه از پسر آدم عهدی ازلی ستاندند که حسین را از سر خویش بیشتر
دوست داشته باشد....
.
.
.
ای شهید!
ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای!
دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف رانیز از این منجلاب بیرون کش....»
پ.ن :
دلم برای کانال کمیل تنگ شده ....
پ.ن:
لپ تاپ اقاسید سوخته و من برای اولین بار با گوشی ابجی دارم وبو بروز میکنم...
چقد نوشتن با این گوشی سخت...
خدایا توفیق بده از شهدا بنویسم....
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
حسین (علیه السلام) آرام جانم...