چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد
چشمه وقتی خشک شد، دیگر خجالت می کشد
سوختن در شعلۀ دل، کمتر از پرواز نیست
هر که این جا نیست خاکستر، خجالت می کشد
بستن در بهر شرمنده شدن بی فایده ست
این گدا وقت کرم بهتر خجالت می کشد
لطف این خانه زیاد و خواهش ما نیز کم
دست های سائل از این در خجالت می کشد
طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی
بیشتر با دیدن مادر خجالت می کشد
تا عروج فاطمه جبریل را هم راه نیست
در مسیر عرش، بال و پر، خجالت می کشد
حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است
با ورود فاطمه، محشر خجالت می کشد
نامۀ اعمال نوکرها به دست فاطمه ست
آن قدر می بخشد و.... نوکر خجالت می کشد
×××
آن چه مادر می کشد، دردش به دختر می رسد
گر بیفتد مادری، دختر خجالت می کشد
دست این از دست آن و... دست آن از دست این....
آه....دارد همسر از همسر خجالت می کشد
×××
هر کجا حرف "در" و "دیوار" و... از این چیزهاست
چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد
*********************
آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف
چادر تو یک طرف افتاده معجر یک طرف
هر چه این جا هست چشمان مرا خون کرده است
رنگ این دیوار خانه یک طرف، در یک طرف
گاه دل خون توایم و گاه دل خون پدر
وای بابا! "یک طرف «ای وای مادر!» یک طرف"
از کنار تو که می آید به خانه ناگهان
بر سر زانو می افتد مرد خیبر یک طرف
من چگونه پیرهن کهنه تن یارم کنم
غُصه ی تو یک طرف داغ برادر یک طرف
مثل آن روزی که افتادی می افتد بر زمین
پیکر من یک طرف، او یک طرف، سر یک طرف
من دو بوسه می زنم جای تو و جای خودم
زیر گردن یک طرف، رگ های حنجر یک طرف
وای از آن لحظه که می ریزند بین خیمه ها
گوشواره یک طرف خلخال و معجر یک طرف
علی اکبر لطیفیان
. اگر مادر بشه بیمار همه چیزو نمیشه گفت... "اینجا"
عرض تسلیت شهادت حضرت مادر بانوی آب و آیینه ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله علیها ....
ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 173