در قم که آمدم دل سنگم جلا گرفت
مثل کبوتری به حریم تو جا گرفت
گرد و غبار دور و بر صحن این حرم
گرد و غباری از دل آیینه ها گرفت
باران،قنوت،اشک،کبوتر،کنار تو
در این میانه نور تو دست مرا گرفت
وقتی نگاه من به تو افتاد این دلم
حال و هوای باب جوادِ، رضا ع گرفت
جسمم کنار خواهر و قلبم صحن رضاست
اشکم تمام فاصله ها را فرا گرفت
این خادمان کوی تو گفتند میشود
از دست مهربان شما کربلا گرفت
«یحیی نژاد سلامتی»
********

*****
مستي نه از پياله نه از خم شروع شد
از جاده سه شنبه شب قم شروع شد
آيينه خيره شد به من و من به آينه
آنقدر خيره شد كه تبسم شروع شد
خورشيد ذره بين به تماشاي من گرفت
آنگاه آتش از دل هيزم شروع شد
وقتي نسيم آه من از كوچه ها گذشت
بي تابي مزارع گندم شروع شد
موج عذاب يا شب گرداب؟!هيچ يك
دريا دلش گرفت و تلاطم شروع شد
از فال دست خود چه بگويم كه ماجرا
از ربناي ركعت دوم شروع شد
در سجده توبه كردم و پايان گرفت كار
تا گفتم السلام عليكم... شروع شد.
«فاضل نظری»
. یادش بخیر...سه شنبه شب های قم...بعد دعای توسل مسجد جمکران،راهی حریم
امن و پر از آرامشت میشدیم...زیارت های نیمه شب و خلوت و اون ستون
روبروی ضریحت و دلی که....
چطور اینقد دور شدم؟!چه کردم....
چه کردم........
یا فاطمة اشفعی لی....
حسین (علیه السلام) آرام جانم...
ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 281