ینی تا حالا خیلی درسها بهم داده!اینکه همیشه سرشاخه هاش بسمت آسمون خداست..
اینکه اگه بارت سنگین شد،بر میگردی سمت زمین و زمین گیر میشی...
سقوط از بالای درخت رو تجربه کردین؟!
من پارسال یه آن نزدیک بود با فرق سر از بالای درخت پرت بشم پایین،
و اگه به شاخه درخت چنگ نزده بودم،....
فقط یه لحظه اس سقوط!
و اما شاخه ها،دستاویز خوبی اند برای نگه داشتن آدم اون بالا!
دستگیری میکنند از آدمیزاد!
امروز اما یه نکته دیگه هم یادگرفتم!
بزحمت فراوان،خودمو بین شاخه ها پخش کردم تا دستم برسه به اون میوه ای
که فقط از اون دور،یه نیمه اش رو میدیدم و چه خوب رسیده بود،
از اون زاویه..
اما نبود..میوه نیمه ی بیشترش پلاسیده و خوراک مورچه ها شده بود...
با زحمت فراوان رسیدم بهش،اما بی فایده و بی ثمر...
خیلی از کارهامون تو زندگی،مث رسیدن به همین میوه ی نامرغوبه...
اونقد بدو بدو میکنیم برا رسیدن بهش،اما تهش،زرشک...

این چن روزه خیلی شلوغ شدم،حقیقتا احساس زمین گیر شدن دارم،
دلم واقعا برا خلوت کردن هام تنگ شده...
خیلی وقته که دیگه مال خودم نیستم...
دروغ چرا!من حتی یه اتاق هم برا خودم ندارم!
از وقتی یادمه،دلم خوش بوده به خلوت کردن های پشت بومی...
اتاقم پشت بوم و سقفش آسمون لاینتاهی خدا..
باورم نمیشه حدود یه ماه از تابستون خدا رفته و من پا به اتاقم نذاشتم!
حقیقتا نمیدونم چجور تا الان این جسم خسته و جان و روح خسته تر رو
با خودم تا اینجا رسوندم،اما اینو میدونم که دیگه واقعا خسته ام...
دلم برا خلوت و آرامش و سکوت شب های پشت بوم تنگ شده...
برای کتابی که خیلی وقته دستمه اما نتونستم بخونمش...
میدونی...
دلم برا خودم تنگ شده....
دلم برا تو تنگ شده...

دوست دارم بروم ، سر به سرم نگذارید
گریه ام را به حساب سفرم نگذارید
دوست دارم که به پابوسیِ باران بروم
آسمان گفته که پا روى پرم نگذارید
این قَدَر آینه ها را به رخ من نکشید
این قدَر داغ جنون بر جگرم نگذارید
چشمى آبى تر از آیینه گرفتارم کرد
بس کنید ، این همه دل دور و برم نگذارید
آخرین حرف من این است زمینى نشوید
فقط ... از حال زمین بى خبرم نگذارید
...
دله دیگه....
حسین (علیه السلام) آرام جانم...ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 408