که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

خرید بک لینک

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی

شدهام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم

که به همت عزیزان برسم به نیک نامی

تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن

که بضاعتی نداریم و فکندهایم دامی

عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود

نه به نامهای پیامی نه به خامهای سلامی

اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته

به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی

ز رهم میفکن ای شیخ به دانههای تسبیح

که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی

سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش

که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی

به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت

که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی

بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ

که چنان کشندهای را نکند کس انتقامی


.نمیدونم حکایت این خواب دیدن ها چیه..نمیدونم...

حتما هرچی هس خیره مگه نه؟

از حاجیه خانوم شدن مهدیه تا زل زدن به چشمای مبینا که تازه از کربلا برگشته...

از نماز وسط صحن شاه عبدالعظیم تا قول و قرار بین راه ...

از ... تا ...

تا کجا؟

تا کجا؟

من هنوزم گیر اون شبم... همون شبی که ... خیلی تلخ بود.خیلی..

به یادش بغض ام میگیره...

اما دیشب...

میخوای با من چکار کنی؟

پ.ن :

این دل گمشده را یا به پناهت بپذیر

یا رها ساز که سرگشته عالم باشد...

خسته ام...

بعدا نوشت:

خدایا شکرت...

شهدا ممنونم که هستین...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

حسین (علیه السلام) آرام جانم...

ما را در سایت حسین (علیه السلام) آرام جانم دنبال می‌کنید

برچسب: که برد به نزد شاهان زمن گدا پیامی,که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی تفسیر,که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی تعبیر,که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی مستانه,که برد به نزد شاهان ز من گدا پيامي,حافظ که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی, نویسنده: بازدید: 378 تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 13:52

صفحه بندی